مورسو (کاراکتر اصلی بیگانه آلبرت کامو) درست می گفت
یکجایی در زندان
زمان مفهوم خود را از دست می دهد
تنها چیزی که مهم است دیروز است و فردا
و بعد از گذشت زمانی طولانی تازه طعم زندان را می چشی
تعریف هرکسی از زندان متفاوت است
میله های موازی جدا افتاده یا
پنجره رو به کوچه اتاق آشپزخانه
که رو به ساختمانی نیمه ساز باز می شود؟
جایی که تو دیگر آزادی هایی را که باید نداری و عشق و نفرت از تو جدا افتاده به خودی خود یک زندان مخوف است
تنها چیزی که برای تو باقی می ماند و باعث می شود دوام بیاوری مشتی خاطرات و خواب است.
ما با اسلحه زمان که در جیب داشتیم احساساتمان را کشتیم
و به زندان تنهایی افتادیم
حالا هم منتظریم کسی بیاید و صندلی را از زیر پایمان بکشد
این تمام تصویر ما از زندگی است که روزی تصویری زیبا را از آن تصور می کردیم....
#مرتضا_رنجبران
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۴۰۰ ساعت 2:18 توسط مرتضي رنجبران
|
این عکس رو سال 88 گرفتم شب تابستانی ساعت 11 و 30 دقیقه کودکی کنار پیتزا فروشی نبش بزرگمهر خوابش برده بود. امثال این کودک زیادن و هرروز داره به تعدادشون اضافه میشه