فقر قصه تلخي است كه فقط اهل آن دردش را احساس مي كنند
 به کافی شاپ سینماتئاتر "امید و مرتضی" خوش آمدید!

متني كه در پي مي آيد نوشتاري از دوست عزيزم اميد غياثوند خبرنگار حوزه تئاتر است از آخرين لحظات جمعه آخرسال 88.

روز جمعه 28 اسفند ماه بود. آخرین روز سال 1388. تنها 29 ساعت به تحویل سال باقی مونده بود. روز کشیک بود. کشیک من و مرتضی. مرتضی از صبح تو اداره بود و من بعد از اون به اداره رسیدم. وفتی وارد اتاق خبر شدم اول از همه مرتضی را دیدم. سلام کردم و دستی به شونه ها شونه هاش زدم. مرتضی هم به رسم مالوف، صمیمی و طنز خودش از جا بلند شد و ماچ و روبوسی.

چند دقیقه بعد و پس از صرف لیوانی چای، هوس سیگار بدجوری هوایی ام کرده بود. مرتضی سیگاری نیست اما بعضی وقتا پای خوبی برای دود کردن سیگاره.

سیگار رو برداشتم و بعد به اتفاق مرتضی هر دو به خارج از اتاق رفتیم، تو راه پله ها. سیگار و فندک و بعد سینما.

مرتضی گفت و من گفتم. حرفامون مثل همیشه از سینما شروع شد. با هم از عشق و علاقمون به سینما حرف زدیم. از رابرت دنیرو و آل پاچینو گفتیم. از "راننده تاکسی"و  "پدرخوانده". از بازی آل پاچینو برای هم تعریف کردیم و از اینکه این پدیده بازیگری سینمای جهان چطور مخاطب و تماشاچی را مسخ بازی خودش می کنه، صحبت کردیم. نمی دونم چرا صحبتامون تمومی نداشت.

آخرین روز زمستون بود و انگار غنچه های باغ رویاهای مرتضی و من در همون لحظه داشت شکوفه می کرد.

با مرتضی از آرزوهامون گفتیم. مرتضی گفت که تو فکر راه اندازی یک کافی شاپ سینماییه. "چه سوژه ای، چه نگاهی، چه حس زوایه داری". مرتضی از ایده های راه اندازی این کافی شاپ رویایی گفت. هر چقدر مرتضی از این کافی شاپ بیشتر می گفت، من بیشتر وسوسه می شدم.

حرفای مرتضی که تموم شد، من شروع کردم. به مرتضی گفتم سوژه را دنبال کن، منم پای تئاتری ها را به اونجا باز می کنم.

به مرتضی گفتم که منتظر یک گشایش مالی هستم. به اون گفتم که توکلم به خداست. به اونم گفتم به خدا توکل کنه.

با هم قرار گذاشتیم يكي دو سال بعد کافی شاپ "سینما تئاتر" مون را راه اندازی کنیم.

مطمئنم این کافی شاپ با مدد خداوند تاسیس خواهد شد. 

و از همین حالا اعلام می کنیم، به کافی شاپ "سینماتئاتر "امید و مرتضی" خوش آمدید.

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388  |
 خبرهايي از پس شهر

يك پياده رو، چند برگ از درخت افتاده و گام هايي خسته به ناكجاآباد آبادي آبادگران آب نديده و نفسي كه ديگر مجالي براي رفتن ندارد هوا همچنان سرد است مي گويند بهار آمده اما نفير زمستان وجودم، بر تن خسته مي تازد و اين چه حكمي است نمي دانم.

در سويي كاخ نشينان سر به فلك كشيده با كلبه هاي مجلل جلال زده و در اين سو كوخ نشينان منتظر با پياله اي ترحم در كف خيابان، نوايي مي آيد از ميان شهر پسربچه اي با صداي لرزان مي خواند دختربچه اي پياله بدست و چشم به محبت رهگذراني كه آمده اند تا رنگي نو دراندازند و نوآوري را بر تن هديه كنند

هوا سرد است اگرچه مي گويند زمستان رفته اما گويي در دل ناآرام آنان هميشه زم هرير روزگار حاكم است و رسم عجيب آنكه اربابان كودكان در گوشه اي از شهر در عيش تا در پاسي از شب بر تن كودك خسته بتازند و ناني را كه او به زحمت حاصل كرده به غفلت بخورند

گويي براي كودكان شهر اوز بهار معنايي ندارد و تنها صدا است كه مي ماند

آري صدا و تنها صداي سرمازده از پس حنجره عزلت و آينده اي مبهم با چاشني سرگشتگي

شايد روزي كوچه اين كودكان رنگ عروسي بگيرد

به اميد آنروز

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در جمعه بیست و هشتم اسفند 1388  |
 يكسال پيرتر شديم!

سال 88 با همه مشكلات، غم ها، شادي ها و تلاش ها رو به پايان است و سالي دگر پيش روي ما است.

يكسال ديگر بر اندوخته هاي زندگي افزوده شد و در اين مدت زندگي بار ديگر بر ما تاخت تا چرخ دنيا بچرخد.

روزهاي بسياري رغم خورد تا به اواخر اسفند 89 برسيم. يك نگاه ساده به پشت سر بر همه ما مشخص مي كند كه چه كرده ايم.

سال 88 براي من، از نگاه فعاليت سالي به نسبت موفق بود و از منظر شخصي سالي رو به ضعف با درگيري هاي متفاوت و البته بي نتيجه، امسال نيز همانند سال هاي پيش خيانت موج مي زد و با انبوهي از تزوير و ريا و دروغ از برخي از نزديكان مواجه بودم كه مرا با آزرد.

تلاش مي كنم شقاوت ها را به دست فراموشي بسپارم اما كار دشواري است به هرحال سعي من بر اين است كه از ناجوانمردي ها و به اصطلاح خودماني ها زرنگي هاي دوستان قديم و غريبه هاي امروز بگذرم هرچند كه دشوار است و تنها كسي مي تواند اين مهم را دريابد كه هذات من باشد.

براي همه دوستان آرزوي موفقيت و شادروزي در سال 89 را دارم و اميد كه با مطالب اين وبلاگ در سال 88 آرزده خاطر نشده باشيد.

زياده قربان همه دوستان

مرتضي رنجبران

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388  |
 بازخواني يك ادعا

زم هرير فيلمي كه براي توهين آمده بود

 تهیه کننده فیلم سینمایی زم هریر در برنامه دوقدم مانده به صبح، منتقدان و اهالی رسانه را به غرض ورزی و تبانی متهم کرد؛ این در حالی است که صحبت های وی تبلیغاتی دیگر برای دفاع از فیلم توهین آمیز "زم هریر" است.

 "زم هریر" را می توان بی محتواترین و جنجالی ترین فیلم سینمایی بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر قلمداد کرد. پس از آنکه این اثر سینمایی در بخش مسابقه سینمای ایران به دلیل ضعف های ساختاری و محتوایی انتخاب نشد، موجی از انتقادات از سوی تهیه کننده و کارگردان این فیلم سینمایی به راه افتاد و بیانیه پشت بیانیه منتشر شد.

سید ضیا هاشمی در نامه نخست خود از ساخت فیلمی با موضوع دفاع مقدس اظهار ندامت کرد. وی همچنین در بخشی از این نامه مسئولان سینمایی کشور را متهم کرده بود که از فیلمسازان متعهد حمایت نمی کنند.

اما این پایان ماجرا نبود و پس از آنکه قرار شد فیلم زم هریر در بخش جنبی جشنواره فیلم فجر اکران شود باز هم نامه ای دیگر از سوی سیدضیا هاشمی منتشر شد. بخش هایی از مطالب این تهیه کننده سینما به مهدی مسعود شاهی دبیر جشنواره فیلم فجر از این قرار است:

شما از فیلم نادیده ما گفته ای و خودتان بر ضعفش صحه گذاردید و خودتان هم برایش نمایش گذارده اید بدون هماهنگی با ما. تو که خود اهل دلی این رسم اش است؟ تو که مانند دیگردوستان دیروز و امروز سوار خر رهوار نشده ای که هین و هان و نچ و چوب بر خر زنی .

آیا این منوال و راه به کجا قرار است ختم شود؟ حریم مسجد به حرمت متولی آن است می دانم که نه تو اهل هتک حرمتی نه من می توانم پرده در همه ی ارزش های فرهنگی باشیم که خودت می دانی با چه خون دل به اینجا رسیده است تا نو نفسان و نو سبیل ها و نوکیسه هایی اینچنین بتازند . اگر جوانان ما از تو و جشنواره جواب نگیرند و برایشان مسئله عریان و پاک ننمائید به کجا پناه برند؟

برادرم این راه که می روی به ترکستان است .

یارب این نو دولتان را بر خر خود شان نشان هر زمان قلب و دغل در کار داور می کنند

 

پس از حضور این تهیه کننده و علی رویین تن کارگردان فیلم زم هریر یک روز پیش از اکران این فیلم سینمایی، این ادعاها بازهم تکرار شد تا جایی که آقای کارگردان گفت اگر فیلم بد بود پابرهنه از همه عذرخواهی می کنم و حاضرم با همه مدیران سینمایی مناظره کنم.

پس از اکران زم هریر، حقیقت بر همه مشخص شد و اهالی رسانه و منتقدان به دلیل رسالتی که برعهده داشتند از کارگردان فیلم سینمایی سئوالاتی را مطرح کردند که با توهین وی جلسه تقد این اثر سینمایی به جنجال کشیده شد و در اخر رویین تن از همه عذرهواهی کرده و اشتباه خود را پذیرفت. سید ضیاء هاشمی نیز با وجود حضور در محل برگزاری نشست، در این جلسه حاضر نشد تا به انتقادات و جوسازی های خود پاسخ دهد اما پس از پایان این جلسه وی بار دیگر در اظهارنظرهایی به اهالی رسانه و منتقدان توهین کرد و در آخرین بار نیز در برنامه دو قدم مانده به صبح اعلام کرده که منتقدان با برخی از اهالی سینما تبانی کرده و برای فیلم آنان نقد مثبت می نویسند. وی همچنین گفته اگر عمری باقی باشد، از سال آینده نمی‌گذاریم حتی یک فیلم را به این صورت، در سینمای رسانه‌ها برای مطبوعاتی‌ها، نمایش دهند. بهترین جا و بهترین غذاهای ممکن، برای‌شان فراهم شود و بیایند به ما فحش بدهند؟ نه ابدا! جلوی این کار را می‌گیریم اینها با بلیت‌های خاص در سینماهای مختلف باید بچرخند. باید زحمت بکشند و فیلم ببینند. امکانات بگذاریم، علیه سینما توطئه بکنند؟ این کار، کار ناشیانه‌ای بود که متأسفانه معاونت سینمایی انجام داد!

وی همچنین از حضور فیلم های پرستاره یک ماه سخن گفت و خود را مبرا از این مهم قلمداد کرد.

اهالی رسانه رسالتی در قبال فیلم های سخیف و مهملی همچون زم هریر برعهده دارند که اگر به رسالت خویش عمل نکنند باید به مردم، انقلاب و نسل آینده دربرابر سکوت خود پاسخگو باشند. آیا هنگامی که از فیلم های سید ضیاء هاشمی نقدهای مثبت می شد اهالی رسانه و منتقدان و نویسندگان سینمای ایران به قول وی تبانی نمی کردند و علیه سینما توطئه نمی کردند؟

به نظر نمی رسد این تهیه کننده سینما در جایگاهی باشد که بخواهد از ورود اهالی سینما به جشنواره فیلم فجر برای دیدن آثار سینمایی جلوگیری کند.

کسانی که زم هریر را دیدند به درستی می دانند که این اثر سینمایی توهین به دفاع مقدس و ارزش های آن بود. روی سخن با آقای هاشمی است، شما که به قول خود ادعا می کنید که به در این اثر سینمایی به ارزش های دفاع مقدس پرداخته اید چگونه حاضر شدید به سیاه نمایی از حضور زنان در دوران دفاع مقدس بپردازید.

آیا رزمندگان ما در هشت سال دفاع مقدس فقط رقصیدند که شما از این موضوع برای اقبال عمومی استفاده کردید؟

کدام ارزش را در این فیلم نشان دادید؟ چه حرفی برای گفتن داشتید؟ اگر این اثر سینمایی برای خانواده های شهدا پخش می شد آیا جرات پاسخگویی به آنان را داشتید هرچند که شما از حضور در مقابل خبرنگاران و شنیدن حرف ها و دادن پاسخ به آنان دوری کردید و سپس در قضاوتی یک طرفه منتقدان و نویسندگان سینمای ایران را به تبانی متهم می کنید.

به هر حال اهالی رسانه بدون قرض ورزی درباره یک اثر سینمایی قضاوت می کنند و قلم زن گروه یا شخص خاصی نیستند و این اتهامات و توهین هایی که شما به اهالی رسانه در برنامه دوقدم مانده به صبح وارد کردید پوششی تبلیغاتی دیگر برای نمایش زم هریر است.

 

 

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در دوشنبه هفدهم اسفند 1388  |
 درگذشتگان سينما و تلويزيون در سال 88

 نيكو خردمند سيف الله داد پروين اعتصامي و....

سينماي ايران در سال 88، شاهد درگذشت بسياري از هنرمندان لين عرصه بود كه از جمله انان مي توان به بزرگاني همچون سيف الله داد، نيكو خردمند و عباس شباويز اشاره كرد. سال 88 براي سينما و تلويزيون ايران با درگذشت 13 هنرمند بسيار تلخ بود. ابتداي سال 88 با درگذشت يكي از هنرمندان تلويزيوني آغاز شد و خالق تئاتر عروسكي هادي و هدا دار فاني را وداع گفت.

اردشير كشاورزي سوم فروردين در سن 63 سالگي بر اثر سرطان ريه از دنيا رفت.

«هادي و هدي»، «علي‌بابا و چهل دزد بغداد»، «حسني و لوبياي سحرآميز»، «حادثه در شهر عروسكها» و نمايش‌هاي عروسكي ديگر از جمله كارهاي ماندگاري اين هنرمند فقيد كشورمان بود كه از وي برجاي مانده است.  

كشاورزي در عرصه تئاتر حرف هاي بسياري براي گفتن داشت. وي در سالهاي اوليه راه‌اندازي جشنواره بين‌المللي تئاتر عروسكي دبير اين جشنواره شد و به عنوان نويسنده تئاتر عروسكي كانون سفرهاي متعددي به لهستان، چك‌اسلواكي و مسكو داشت.

او همچنين اولين عضو يونيماي جهاني در ايران محسوب مي‌شود.

كشاورزي در طول فعاليت در كانون به عنوان دستيار «دان لافون» در اجراي نمايشهاي مطرح چون«ترب»، «خورشيد خانم»، «علي‌بابا» و «چهل دزد بغداد» حضور داشت و در كارنامه كاري خود كارگرداني مجموعه‌هاي تلويزيوني عروسكي چون «كرم شب تاب»، «بزبزقندي»، «سنجاب آشپز»، «ميشه و نميشه»، «هادي وهدي»، «سرزمين خوشبختي»، «آقاي ارتباطي» دارد.

 

 

ابديت براي پيمان ابدي

درگذشت پيمان ابدي بدلكار حرفه اي سينماي ايران كه از دست اندركاران بدلكاري در سريال كبري 11 نيز محسوب مي شد بر سر فيلمبرداري تله فيلم چشمهاي نامحسوس از جمله اتفاقات تلخ سينماي ايران بود.

او براي خلق صحنه اي كه نمايانگر به آتش كشيده شدن يك اتوبوس و به گفته اش، بدعت گذاري در عرصه جلوه هاي ويژه بود در اين اثر سينمايي از دنيا رفت.

 

هوشمند دومين هنرمند فقيد ارديبهشت

فرخ لقا هوشمند ديگر هنرمندي بود كه در 22 ارديبهشت ماه در سن 72 دار فاني را وداع گفت. این بازیگر قدیمی که سابقه حضور در تئاترهای گیلان را دارد، بیش از 40 سال در سینما و تلویزیون فعالیت کرد. او را در دهه 60 در فیلم‌ها و مجموعه‌های مختلف در نقش مادربزرگ‌های شیرین و بذله‌گو می‌دیدیم. طنزی که در رفتار و بازی هوشمند وجود داشت از این بازیگر شخصیتی دوست داشتنی می‌ساخت.

هوشمند از تئاتر به سینما آمد و از سال 1336 با بازی در فیلم سینمایی "نردبان ترقی" سینما را تجربه کرد. فعالیت در سینما حضور او را در تئاتر کمرنگ کرد. "شب قوزی"، "شکار خاموش"، "افسانه آه"، "مسافران"، "همسر"، "شراره"، "کلاه‌قرمزی و پسرخاله" ،"الو الو من جوجو‌ام" و "سفر" از فیلم‌های این بازیگر است که بیش از 70 فیلم سینمایی در کارنامه دارد.

 

درگذشت پروين سليماني

پروين سليماني بازيگر پيشكسوت سينما و تلويزيون ايران نيز يكي ديگر از هنرمنداني بود كه در 11 خردادماه امسال در سن 87 سالگي دار فاني را وداع گفت.

وي 60 سال در عرصه سينما و تئاتر فعاليت داشته و از جمله آثاري كه به‌عنوان بازيگر در آنها نقش داشته مي‌توان به هنرپيشه، آخرين خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خير، آقاي شانس، طالع سعد، ديدار در استانبول، آن سوي آتش، زائر خلف، سمندر، شبح كژدم، بگذار زندگي كنم، سرب، سيمرغ، برهوت، زمان از دست رفته افسانه آه، ابليس، ديگه چه خبر؟، گل ‌ها و گلوله‌ها، گريز، مستاجر، محبوبه ، شب روباه ، سلطان و پنجه در خاك اشاره كرد.

 

 

 

غم بي دادي براي سينماي ايران

سيف الله داد كارگردان و مدير سينمايي كشورمان از ديگر سينماگراني بود كه در سال 88 اهالي اين هنر در كشور را سياه پوش كرد.

اين كارگردان سينما كه مدت ها با بيماري دست و پنجه نرم مي كرد سرانجام در 6 مردادماه در سن 54 سالگي درگذشت.

وي متولد 1334 خرمشهر بود و فارغ‌التحصيل رشته جامعه‌شناسي از دانشگاه شيراز (1358، عضو شوراي بررسي فيلم‌نامه و گروه فيلم شبكه يك سيما (1362) و بخش فرهنگي بنياد سينماي فارابي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، از موسسان سازمان سينمايي سينافيلم، رييس هيات‌مديره خانه سينما در سال‌هاي 1374 تا 1376 بود.

 

سيف‌الله داد به عنوان معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از سال‌هاي 1376 تا 1379 فعال بود.

اين كارگردان سينما فعاليت خود در سينما را با كارگرداني فيلم «زير باران»  1364 آغاز كرد و سپس به ترتيب در فيلم‌هاي «گره» فيلم‌نامه‌نويس، «بازمانده» كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس و تدوينگر و «فرزندم بزرگ شده» فيلم‌بردار، «گره» يوسف سيدمهدوي فيلم‌نامه‌نويس و «كاني‌ مانگا» 1365فيلم نامه نويس، بود. او تدوين فيلم‌هاي «بچه‌هاي طلاق» تهمينه ميلاني، «ابليس» احمدرضا درويش، «در مسلخ عشق» كمال تبريزي، «عمليات كركوك» جمال شورجه، «هور در آتش» عزيزالله حميدنژاد را عهده دار بوده و به عنوان مجري طرح با ابراهيم حاتمي‌كيا در فيلم از كرخه تا راين نيز همكاري داشته است.

مهدي اباسلط نويسنده و فيلم‌ساز جوان از ديگر درگذشتگان سينماي ايران بود كه در 20 مردادماه در سن 28 سالگي بر اثر ايست قلبي درگذشت. وي در عرصه ساخت فيلم كوتاه فعاليت هاي بسياري داشت و «خنگ‌آباد» و «مسعود كيميايي عاشق» از جمله اثار وي بود.

 

 

آبان سياه براي سينماي ايران با درگذشت رسام

آبان سال 88 براي سينماي ايران سال خوبي نبود. خبردرگذشت مسعود رسام كارگردان سريال خانه سبز در 10 آبان ماه امسال اهالي سينما و تلويزيون را در غم و اندوه فرو برد.

وي متولد 1336 تهران و فارغ‌التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما (دانشكده صدا و سيما) بود.

وي فعاليت هنري‌اش را از سال 1358 در تلويزيون با تهيه‌كنندگي و كارگرداني فيلم‌هاي كوتاه، تئاتر و سريال آغاز كرد.

از رسام، علاوه بر خانه سبز، سريال‌هاي ماندگاري چون «بزرگ مرد كوچك»، «دريايي‌ها»، «همسران»،«مرواريد سرخ»، «چاق و لاغر» و فيلم‌هاي «سيندرلا» و «علي وغول جنگل» نيز به يادگار مانده ‌است. آخرين اثر وي، سريال «غيرمحرمانه» بود كه آن را براي شبكه تهران ساخت.

محمد رضايي - يكي از تهيه‌كنندگان و كارگردانان سيما - روز چهارشنبه (13 آبان‌ماه) از دنيا رفته است.

 

درگذشت يك تهيه كننده تلويزيون

محمد رضايي تهيه كننده تلويزيون نيز از ديگر متوفيان آبان ماه امسال بود كه در يك سانحه‌ي رانندگي كه بر اثر ريزش ديواره‌ي جاده در نزديكي حرم امام‌زاده داوود (ع) رخ داد، جان‌ به ‌جان‌آفرين تسليم كرد.

وي تهيه كنندگي سريال‌هايي همچون «ما چند نفر» و «اگر بابام زنده بود» و كارگردان برنامه‌هاي «ايران‌زمين» و «روضه‌ي رضوان» را برعهده داشت.

 

درگذشت بازيگر پيشكسوت سينما

محسن آراسته از ديگر هنرمند سينمايي تلويزيوني بود كه در 17 آبان ماه دار فاني را وداع گفت. اين بازيگر پيشكسوت در 117 اثر سينمايي كه اغلب در نقش هاي منفي بود بازي كرد.

 

امير قويدل به ايستگاه پاياني رسيد

درگذشت امير قويدل كارگردان آثاري چون ترن در 19 آبان در سن 62 سالگي درگذشت تا سينماي ايران فقدان بزرگان خود را بيش از بيش احساس كند.

فيلم‌هاي بار هستي، رخساره، بندر مه آلود، گالان، دل نمك، ترن، سردار جنگل، ميرزا كوچك خان، برنج خونين و خونبارش از جمله آثار سينمايي اين كارگردان فقيد سينماي ايران است.  
قويدل دستيار ساموئل خاجيكيان كارگردان فقيد سينماي ايران بوده و كار سينما را با فيلم مرگ در بهاران به كارگرداني وي آغاز كرده است.

 

جمشيد لايق و سفر ابدي

جمشيد لايق بازیگر مشهور تئاتر و تلویزیون كه با بازی ماندگار در سریالهای سلطان و شبان و سربداران در اذهان مخاطبان باقي مانده در 21 آبان امسال در سن 78 سالگی درگذشت.

جمشید لایق، در سال 1310 در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شد. او بعد از گرفتن دیپلم ادبی و دیپلم هنرستان هنرپیشگی در سال 1332 با گروه هنر ملی آشنا شد و سال (1334- 1333) دوره ی بازیگری و کارگردانی را زیر نظر یک استاد تئاتر در آمریکا گذراند و در سال 1338 به استخدام اداره ی هنرهای دراماتیک درآمد. او در سال 1353 برای دریافت لیسانس درام شناسی، کارگردانی و بازیگری از دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. در پی اجراهای داخلی نمایشنامه هایش به خارج از کشور نیز بارها دعوت شد و در کشورهای مختلف با گروه های مختلفی که کار می کرد به هنرنمایی پرداخت. او در کنار بازیگری و کارگردانی به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی نیز پرداخت و همچنین موفق به کسب درجه دکترای هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گردید.

 

مرگ تهيه كننده فيلم قيصر

عباس شباويز تهيه كننده فيلم قيصر نيز از ديگر متوفيان سال 88 بود كه در سن 80 سالگي درگذشت.

وي فعاليت هنري‌اش را از سال 1328 با بازي در تئاتر آغاز كرد و از سال 36 با مديريت توليد فيلم «مردي كه رنج مي‌برد» وارد سينما شد و دراين حوزه به عنوان مديرتوليد، بازيگر و كارگردان فعاليتش را ادامه داد.

شباويز سال 45 استوديو «آريانا فيلم» را تاسيس كرد كه با پايه‌گذاري‌ اين شركت سنگ‌بناي ساخت فيلم‌هاي متفاوتي در سينماي ايران هم‌چون «قيصر» و «خداحافظ رفيق» را بنا نهاد و شرايط ورود جواناني چون

«مسعود كيميايي»، «عباس كيارستمي» و «امير نادري» را به سينماي ايران فراهم كرد.

 

 

 درگذشت مادربزرگ سينماي ايران

نيكو خردمند بازيگر پيشكسوت سينما و تلويزيون در 26 آبان در 77 سالگي درگذشت تا اينگونه عرصه فرهنگ و هنر ايران يكي از بزرگان خود را از دست بدهد.

نيكو خردمند متولد 1311 در تهران است و فعاليت هنري‌اش را از سال 1337 با گويندگي در راديو آغاز کرد و از سال 1339نيز در دوبله مشغول بوده است.

وي کار بازي در سينما را از سال 1369 با فيلم "پرده آخر" به کارگرداني واروژ کريم مسيحي آغاز کرد که اولين نقش آفريني او در سينما سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در نهمين جشنواره فيلم فجر را برايش به ارمغان آورد.

اين بازيگرهمچنين سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش دوم زن در دوازدهمين جشنواره فيلم فجر را براي فيلم "بازيچه" دريافت کرد و براي فيلم "غزال" نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش دوم زن در چهاردهمين جشنواره فيلم فجر شده است.

نيکو خردمند در سال‌هاي اخير در فيلم‌هاي "پرونده هاوانا"، "کافه ستاره" و" چند مي‌گيري گريه کني" بازي کرد.

وي همچنين با بازي در سريال هاي آواي فاخته و دزدان مادربزرگ در دهه 70، بيش از پيش در ميان مردم شناخته شد. وي در آخرين گفت وگوي خود از عدم رسيدگي به پيشكسوتان انتقاد كرد.

سينماي ايران امسال بسياري از بزرگان خود را از دست داده است اما نكته اي كه در اين ميان مهم به نظر مي رسد رسيدگي به پيشكسوتان عرصه سينما و تلويزيون است. تهيه محلي مشخص براي حضور پيشكسوتان در كنار يكديگر براي تبادل نظر و باخبرشدن از احوال هم، بيمه و حقوق ماهيانه از مهمترين نيازهاي پيشكسوتان است. در اين راستا فعاليت هايي از سوي انجمن بازيگران سينماي ايران و سينماگراني همچون شهره لرستاين انجام شد كه متاسفانه مسكوت ماند و اميد انكه در سال 89 براي اين معضلات راه حلي انديشيده شود.

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در دوشنبه دهم اسفند 1388  |
 درباره الي و بي پولي و به رنگ ارغوان فيلم هاي منتخب منتقدان سينماي ايران در سال 88

برترين هاي سينماي ايران

فيلم هاي سينمايي "درباره الي" به كارگرداني اصغر فرهادي، بي پولي كاري از حميد نعمت الله و به رنگ ارغوان به كارگرداني ابراهيم حاتمي كيا در نظرسنجي ايرنا از 10 منتقد سينماي ايران، عنوان بهترين فيلم هاي سال 88 سينماي ايران را به خود اختصاص دادند.

10 نفر از منتقدان سينماي ايران، در يك نظرسنجي بهترين آثار سينمايي سال 88 را برگزيدند كه در اين ميان به ترتيب فيلم هاي "درباره الي"، "بي پولي" و به رنگ ارغوان با كسب بيشترين آرا عنوان بهترين فيلم هاي سينماي ايران را به خود اختصاص دادند.

در اين نظرسنجي كه از اكبري صحت، حسين سلطان محمدي، محمد سليماني، رامتين شهبازي،طهماسب صلح جو، جواد طوسي،اكبر عبدالعلي زاده، كيوان كثيريان، محمود گبرلو و سعيد مستغاثي انجام شد (نام منتقدان بر اساس حروف الفبا آورده شده است) فيلم هاي بيست به كارگرداني عبدالرضا كاهاني، كتاب قانون به كارگرداني مازيار ميري، وقتي همه خوابيم كاري از بهرام بيضايي، هرشب تنهايي رسول صدرعاملي، اخراجي هاي 2، ترديد،تنها دوبار زندگي مي كنيم، پستچي سه بار در نمي زند و عيار 14، رتبه هاي بعدي را به خود اختصاص دادند.

 

آرا هر فيلم به اين شرح است:

درباره الي 8 راي

بي پولي 8 راي

به رنگ ارغوان 6 راي

بيست 5 راي

كتاب قانون 3 راي

وقتي همه خوابيم 3 راي

هرشب تنهايي 3 راي

اخراجي ها 2 راي

ترديد 2 راي

تنها دوبار زندگي مي كنيم 2 راي

پستچي سه بار در نمي زند 2 راي

عيار 14 2 راي

 

 

فيلم هاي برگزيده هر منتقد نيز از اين قرار است:

 

اكبري صحت: درباره الي، كتاب قانون، عيار 14، بي پولي.  

 

حسين سلطان محمدي: درباره الي، هرشب تنهايي، به رنگ ارغوان، كتاب قانون، تهران انار ندارد.

 

محمد سليماني: درباره الي، به رنگ ارغوان، بيست، وقتي همه خوابيم، بي پولي.

 

رامتين شهبازي: درباره الي، بيست، تنها دوبار زندگي مي كنيم، صداها، به رنگ ارغوان.

 

طهماسب صلح جو: بيست و بي پولي

 

 جواد طوسي: درباره الي، وقتي همه خوابيم، بي پولي، محاكمه در خيابان، به رنگ ارغوان، عيار 14، هرشب تنهايي.

 

اكبر عبدالعلي زاده: به رنگ ارغوان، وقتي همه خوابيم، ترديد، بي پولي، درباره الي.

 

 كيوان كثيريان: درباره الي، كتاب قانون، بيست، بي پولي، تنها دوبار زندگي مي كنيم

 

محمود گبرلو: اخراجي ها، درباره الي، بي پولي، به رنگ ارغوان، عيار 14، پستچي سه بار در نمي زند.

 

سعيد مستغاثي: بیست ، دلخون ، پستچی سه بار در نمی زند ، تردید ، بی پولی ، اخراجی ها و هر شب تنهایی.

|+| نوشته شده توسط مرتضي رنجبران در دوشنبه سوم اسفند 1388  |
 
 
بالا